دست نوشته های یک مانی
  
 دست نوشته هایی از سوی کسیکه بر عکس بسیاری فکر می کند
 
اردیبهشت 1391
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو

پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 22 دی ماه سال 1390
سقف شیشه ای ...
مدتی است که از مجید دری در سایت ها و خبرگزاری ها می بینم ؛ پسرکی جوان و حامی میر حسین موسوی و از قضا دانشجوی علامه که ده سال زندان دارد و اکنون در بهبهان است و گویا از علامه هم اخراج شده ...
مجیدها به طور کل شاکی هستند از اینکه چرا مردم کاری نمی کنند ؛ مجیدها تلاش دارند تا به قول خودشان مردم را بیدار کنند ولی چرا به نتیجه نمی رسند ؟

چندی پیش دوستی را در دانشگاه دیدم که می گفت اکیپ های دختر و پسر در فلان کلاس دانشگاه تشکیل می شوند و در مورد وضعیت کشور و مسائل گوناگون صحبت می کنند ؛ از ایما هم دعوت کرد تا برویم و البته ایما مشغله را بهانه کردیم و انصراف دادیم و آنرا به زمان نا معلومی حواله دادیم .

این روزها اعتقاد دارم کار سیاسی در دانشگاه از دو حال خارج نیست !
خودنمایی یا ساده انگاری ! ایما خودمان دو سه سال دسته دومی بودیم ! فکر می کردیم که واقعا تحولات از دانشگاه ها شروع می شود ولی وقتی سرمان را برگرداندیم دیدم همه زحماتمان را دوست شدن فلان کس با یکی دیگه شده و سیگار کشیدن های چند دختر و پسر در کنار دانشگاه هم اوج کارمان شده ...

مدتها پیش خانمی می گفت ؛ کافه ها نماد مکان هایی است که همه اقشار در آنها هستند و ما در آنجا کار سیاسی می کنیم و ...



احساس می کنم سقف شیشه ای بین دانشجویان و کشور ایجاد شده ؛ احساس می کنم دانشجویان متوجه این سقف نیستند و دغدغه های خودشان را دغدغه ی مردم می دانند و الحاد و سخره گرفتن دین از سوی خودشان را نشانه ی پیشرفت می دانند و تغییر جامعه را آرزومندند !

آزادی روابط دختر و پسر و مسئله میزان حجاب بنظرم بزرگترین دغدغه ی دانشجویان ایران است و دست کم صدها نفر را دیده ام که این دو مقوله را مسئله حیاتی کشور می دانند و البته که آنرا به کل کشور تعمیم می دهند ! آنانی که یک لول بالاتر هستند ، آزادی بیان و زندانیان سیاسی را هم مسئله می دانند و البته که متوجه نیستند که اساسا برای فلان روستا نشین اراک و اردبیل یا فلان شهر کوچک و معمولی اصفهان و همدان چه اهمیتی دارد که تعداد زندانیان سیاسی در کشور چقدر است و اصلا مجید دری کیست ؟

عده ای هم در این میان موجوداتی خیر خواه هستند و با قرار دادن چهار عکس از خیابان ها و فقر زاغه نشینان مثلا خود را دارای دغدغه می دانند و که ان هم اگر بر حسب نوعی کسب هویتِ خوب بودن در نگاه دیگران نباشد ، قطعا عمقی ندارد .

ما موجودات بدبختی هستیم که به مدرنیته نرسیده ایم و می خواهیم ادای پست مدرن ها را در بیاوریم و غافلیم از اینکه داستان به شکلی دیگر پیش می رود و این ما هستیم که توهمات خودمان را دغدغه ی ملی می دانیم و فرداست که مشارکت 25 میلیونی مجلس شوکه مان کند و سکوت مردم هم ما را افسرده کند و نهایتا می گوییم : یعنی بدبخت تر و ترسو تر از مردم ایران نیست !
البته ایما این مشکل را در کلان هم می بینیم ، بهرام مشیری و اکبر گنجی و صدها نفر شبیه اینان که تمامی تلاش خود را معطوف به توده مردم کرده اند ؛ قطعا راه به جایی نخواهند برد چراکه به عقاید مردم توهین می کنند و آنان را زیر سوال می برند .
انتخاب استراتژی نادرست و از سویی دیگر عدم برخورد با بدنه ی اقشار پایین جامعه ؛ همه و همه دست در دست هم داده تا این سیکل بن بستی ادامه داشته باشد و نهایتا گناه همه ی خرابکاری ها بر سر « نفهمی مردم » خراب شود !


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد ملتی که اومدن این یاوه ها رو خوندن : 3782


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یاوه ها
تموم امید یک خانواده کتاب خوان ، از بچگی فکر می کردن من یه شخصیت جدا از بقیه هستم شاید این توی ضمیر نا خود آگاه خودم هم تاثیر گذاشته باشه که هیچوقت به کم قانع نیستم و همیشه یه سری آمال رو در ذهنم جستجو می کنم بلکه بهش برسم و این وسط تفکر به یک زیبا حتی روابط من در دانشگاه رو هم تحت الشعاع قرار داده .

زیاد دوست ندارم در مورد خودم بنویسم ، ولی شاید بارزترین شاخصه ام رئال بودن و واقع گرا بودنم باشه و  این وسط بارون شاید تنها پارادوکس احساسی من باشه .

باز بپرس من کیم ؟...