دست نوشته های یک مانی
  
 دست نوشته هایی از سوی کسیکه بر عکس بسیاری فکر می کند
 
اردیبهشت 1391
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو

ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 14 آذر ماه سال 1390
در باب اقلیت های نژادی ایران - قسمت دوم
اما توان ملی ما چیست ؟

پیشتر اشاره کردم که برای توسعه نیازمند ترجمه علوم از غرب هستیم ولی باید از فارسی بعنوان این مسئله استفاده کنیم چراکه زبان مشترک همه قومیت های ساکن در ایران است .

حکومت فعلی ایران نسبت به کردها راه درستی رو طی نمی کند و کردها نه تنها از اقوام ساکن در ایران بوده اند بلکه زبانشان هم با زبان فارسی خویشاوندی زیادی را داشته و به همین دلیل نباید علیه جنبش های کرد با ترکیه متحد شویم .

کردها اگر درخواست افراطی و تندی هم دارند ما باید شرایطی ایجاد کنیم که این درخواست را در درون خودمان جواب دهیم .

این رفتار که چون کردها و ترکها خواسته هایی دارند ، نباید به اشاعه فارسی دامن زد ؛ حرف اساسا اشتباهی است . نمی توان پذیرفت که آذربایجانی ها بخواهند به زبان ترکی بخوانند و بنویسند ولی این کار را با نفی زبان فارسی انجام دهند .

دوم اینکه این زبان فارسی ما خط دارد . آتا تورک وقتی در ترکیه روی کار آمد و عناصر مدرنیسم اروپایی را به ترکیه وارد کرد ، خط ترکیه را عوض کرد و ترکیه را وارد تمدن اروپایی کرد . ترکها امروز خودشان را نسبت به اروپا متعهد می دانند ، نه نسبت به ما و می خواهند در این منطقه صراحت هم بخرج بدهند .

می خواهند یک نوع امپراطوری ترک تشکیل دهند و از تشابه زبانی با آذربایجان بهره بگیرند و حرکت تجزیه طلبانه را در ایران شدت ببخشند و ما در اینجا نمی تونیم سکوت کنیم .

ما باید خط مشترکمان را حفظ کنیم ؛ ما می توانیم ترکی را با خط مشابه راحت تر یاد بگیریم و کردی هم ایضا ! چند سال است که جریانی در کردها ایجاد شده که می خواد رسم الخط جدیدی برای کردها بسازد ، ما چرا باید جلوی این مسئله سکوت کنیم ؟

یک بچه آذربایجانی باید این را متوجه شود که زبان علمی کشور مشخص است و زبان منطقه خودش هم یک زبان مشخص و این و اصلا تضادی با هم ندارند !

مقامات کشور آذربایجان در گفتگوهای رسمی به زبان روسی صحبت می کنند و ازبکان هم همینطور ، چرا روشنفکران ما در این زمینه چیزی نمی گویند ؟ چرا روشنفکری را فقط در حمله به بنیان های زبان فارسی می دانند و تمسخر کردن گویش های زبان فارسی در ادای روشنفکری ایران نقش عمده دارد ؟

همه زبان ها حق حیات دارند ولی زبان علمی کشور باید یکی باشد !

چرا روشنفکران ما توجه نمی کنند که ترکیه خودش را اروپایی می داند در حالیکه حوزه تاریخی وسیعی را با ما در اشتراک داشته و ادیبان عثمانی به فارسی شعر می گفتند ؟

چرا توجه نمی کنیم ترکیه در کنار سرکوب شدید کردها که حتی یک دهمش را ما با کردها نداشته ایم ؛ دست به نسل کشی ارامنه زده ؟ در متن قبل هم گفتم مگر ما نسل کشی در تاریخ ایران داشته ایم ؟

برای من بقای حوزه تمدنی مهم تر از نوع حکومت است ، اگر تمدن ما در معرض نابودی و امحا قرار گیرد ما چاره ای نداریم که حکومت وقت رو بپذیریم تا تمدن رو بتوانیم حفظ کنیم !
من به عنوان حکومت ارمانی وضعیت حال حاضر رو نمی پسندم ولی اگر در حمله احتمالی آمریکا به ایران ، اگر بخواهند زبان فارسی را به سود زبان دیگری در منطقه کنار بگذارند و حتی اگر حکومتی فاشیستی بخواهد ایران را حفظ کند ، من در آن مرحله از آن حکومت فاشیستی حمایت می کنم .

این به معنای تایید ان حکومت نیست ! بلکه به معنای حفظ تمدن زبانی کشور است .

من انترناسینوالیستم ؛ چون اعتقاد دارم که یکی از سطوح هویتی ما شهروند جهان بودن است و دستاورد علمی جهان ، متعلق به همه می باشد و افتخاری در بدنیا آمدن در ایران وجود ندارد کما اینکه در لندن به دنیا آمدن افتخاری ندارد ولی با از بین رفتن حوزه تمدنی فعلی کشور و از بین رفتن زبان علمی کشور ، ما دچار چند پارگی می شیم و نتیجتاً برده !

این از ضعف ماست که نمی توانیم زبان فارسی را گسترش دهیم و بیش از همه مقصر این جریان وزارت امور خارجه ایران است !

کاری که این وزارت خانه باید انجام دهد را بی بی سی فارسی به صورت رایگان برای ما انجام می دهد و تقریبا همه ی گزارشگران اصلی این شبکه به فارسی تهران صحبت می کنند ! زبانی که زبان رسمی روشنفکران افغانستان هم شده !

ادامه دارد ...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد ملتی که اومدن این یاوه ها رو خوندن : 3781


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یاوه ها
تموم امید یک خانواده کتاب خوان ، از بچگی فکر می کردن من یه شخصیت جدا از بقیه هستم شاید این توی ضمیر نا خود آگاه خودم هم تاثیر گذاشته باشه که هیچوقت به کم قانع نیستم و همیشه یه سری آمال رو در ذهنم جستجو می کنم بلکه بهش برسم و این وسط تفکر به یک زیبا حتی روابط من در دانشگاه رو هم تحت الشعاع قرار داده .

زیاد دوست ندارم در مورد خودم بنویسم ، ولی شاید بارزترین شاخصه ام رئال بودن و واقع گرا بودنم باشه و  این وسط بارون شاید تنها پارادوکس احساسی من باشه .

باز بپرس من کیم ؟...