این روزها در غیاب جامعه شناسان ؛ مداحان کشور را اداره می کنند !
دهه های طولانی ای تکنوکرات های اسلامی کشور را اداره کردند و امروز مداحان مسئول اداره کشور هستند .
اینطور به نظر می رسد که خرافات ناشی از سنخ مداحان در کشور به شکلی پیش می رود که از محیط های خاص خود فراتر رفته و خرافات پرستی را در بطن جامعه قرار می دهند و ماجرا زمانی جالبتر می شود که بنظر می رسد این روزها قرآن به عنوان مرجعی دسته دو برای توده مردم به حساب می آید ، گو آنکه نص روایان و اراجیف عده ای مداح ، ثوابی بالاتر از قرآن دارد !
حاج منصور ارزی ، حسین سازور و سیب سرخی که از عناصر گروه های فشار هستند ؛ با ایجاد مشی سیاسی مداحان ، تفکرات این عناصر بی خاصیت و لومپن را به جامعه تزریق می کنند .
آن یکی عرض می کند که مشائی آلت تناسلی دولت است و آن یکی می گوید هرکس مشایی را بکشد پول خونش با من ، آن یکی عرض می کند که نگویید میر حسین موسوی ، نام حسین قداست دارد ، بگویید میر یزید موسوی ! و آن یکی به احمدی نژاد حمله می کند که چهارتا عوضی دور و برت را جمع کن و آن یکی هم قالیباف را ابن سعد می داند و عجیب ماجرایست در این میان چرا که هیچیک از اینان حتی سواد فقهی و دینی هم ندارند ، چه رسد به سواد سیاسی و اجتماعی !

گویا این اراذل و اوباش مدرن ، که کاسه دریوزگی مدرنی هم برای خود دارند متوجه نیستند که توده ی ساده ی مردم به عشق اهل بیتشان و آنچه که مقدسات دینی می دانند در محافل اینان حضور می یابند و اگر با شور حسینی ای هم وارد فحاشی به افرادی می شوند ، نه از روی سواد و بلکه از روی نادانی و جهالت است !
بی شک اگر این اراذل و اوباش در کشورهای غربی بودند به جرم تشویش اذهان عمومی جامعه و تزریق خشونت به جامعه و نا امن کردن فضای کشور با برخوردهای سنگینی رو به رو می شدند ولی آنچه که نقش این سنخ را برای من برجسته تر می کند ، تفاوت این سنخ با سایر سنخ ها مانند اساتید دانشگاهی و جامعه شناسان هست !
افراد این سنخ با وجود انتقاد صریح از کشور به هیچ وجه نه تحت تعقیب قرار می گیرند و نه و در مضان اتهام طرح ریزی برای تخطئه افکار اسلامی قرار می گیرند ؛ این در حالی است که اساتید دانشگاهی با وجود محافظه کاری و خود سانسوری شدید ، با اتهاماتی واهی با تعلیق و اخراج رو به رو می شوند و اینکه چرا آن سنخ همچنان پایدار است و همچنان بر طبل حماقتش می کوبد و این سنخ در حال تو سری خوری است ، آنست که میان سنخ مداحان وحدتی وجود دارد که در میان اساتید نیست و مداحان کسوت خود را مقدس می شمارند و اجازه دخالت هیچ سنخ دیگری را به حریمشان نیم دهند و اساتید دانشگاهی برایشان این مفهوم نهادینه شده که صرفا باید سر بر بالین محافظه کاری گذاشت و با اعتراض نانشان قطع می شود و چون هنوز به سنخ متحدی دست نیافته اند ، باید سکوت کنند و چشم بر اخراج همکارانشان ببندند ...
معترض !
|